قالب وبلاگ

اتاق شیشه ای
قصه‌یِ منو تو مثل مهر وماهِ ، جست‌و‌جو حتی برای نرسیدن! 
نويسنده
پيوندهای روزانه

دلتنگ نوشتنم؛

                      بسیاااااررر....

[ یکشنبه ۱۳٩٤/۱٢/٩ ] [ ۸:۱۱ ‎ب.ظ ] [ آریانا ] [ شما گفته ها () ]

کاش گاهی بگذاریم دیگران روی غمگینمان را هم ببینند؛

روی بغض و عصبی شدنمان را؛

همیشه لبخند زدن،

همیشه آرام و ساکت بودن جز رنج برای خودمان هیچ ندارد،

پس از چندی میشویم توده ای از حرفهای نزده و اشک های نریخته و فریادهای فروخورده!

در درون میشکنیم، و صدای شکستنمان گوش خودمان را کر میکند! در درون فرو میریزیم و میشویم قالبی تو خالی که آرام است و لبخند میزند!

 

پ.ن:در درون گُر گرفته ام،همچون ذغالی گداخته!

[ یکشنبه ۱۳٩٤/٦/۱٥ ] [ ٧:٢۱ ‎ب.ظ ] [ آریانا ] [ شما گفته ها () ]

دلم میخواد روبروت وایسم؛

دستامو محکم مشت کنم، جوری که ناخنام فرو بره تو سینه ی دستم؛

چند دقیقه فقط جیغ بکشم؛ جیــــــــــغ!

بعد که از نفس افتادم

با چشمای پر بغض زل بزنم توی چشمات و بپرسم چرا با من چنین می کنی؟! چرا کج دار و مریز تا اینجا منو کشوندی؟

[ دوشنبه ۱۳٩٤/٥/۱٩ ] [ ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ ] [ آریانا ] [ شما گفته ها () ]

گاهی دلم می‌خواهد خودم را بالا بیاورم!

خودم را با تمام نگرانی‌ها و دل‌آشوبه‌ها و مشغله‌های فکری ریز و درشتی که مدت‌هاست مغلمه‌ای شده‌اند در درونم و روی دل و فکرم مانده‌اند؛ نه هضم می شوند، نه دفع!

فقط مانده اند روی دل و فکرم! و دیگر گنجایش بیش از این را ندارم!

برای همین دلم می خواهد خودم را با تمام مشغله های بلاتکلیفم بالا بیاورم و سبک شوم! و در آرامش نفسی تازه کنم!

[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/٤/٩ ] [ ٢:٢٦ ‎ق.ظ ] [ آریانا ] [ شما گفته ها () ]
چه مفهوم عجیبی‌ست زمان!
[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/۱٠/٢۳ ] [ ٢:٠۳ ‎ب.ظ ] [ آریانا ] [ شما گفته ها () ]

 

 

 

 

دردم از یار است و درمان نیز هم

 

 

 

 

[ دوشنبه ۱۳٩۳/٩/۱٧ ] [ ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ ] [ آریانا ] [ شما گفته ها () ]

 

 

بیزارم؛

از تمام کسانی که تمام حرف‌هایشان را در کادو می‌پیچند، کادو را دور سر می‌پیچانند، و طی مراسمی خاص با منت تمام تحویلت می‌دهند!

 

بیزارم؛

از اینکه بخواهند عقیده‌شان را به تو بقبولانند به گونه‌ای که باور کنی برای تو بهتر است!

 

و بیش از همه بیزارم از اینکه گمان برند که "تو" این‌ها را نمی‌فهمی!!

 

[ شنبه ۱۳٩۳/٩/۱ ] [ ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ ] [ آریانا ] [ شما گفته ها () ]

 

می‌بُری

کم می آورم

دلم به اندازه سه سال می گیرد

بغضی، می فشارد گلو را...

[ پنجشنبه ۱۳٩۳/٧/۳ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ] [ آریانا ] [ شما گفته ها () ]

 

در اتاقی ایستاده ام

بی در، بی پنجره

که هر چهار دیوارش به سمت من در حرکتند!

[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/٧/۱ ] [ ٤:٤٢ ‎ب.ظ ] [ آریانا ] [ شما گفته ها () ]

 

 

 

دلم یک حوض کوچک آبی می خواهد و یک تخت و یک درخت 

در یک حیاط کوچک آجری، که یک دیوارش را پیچک پوشانده باشد

همین!

و چند روز سکوت...

 

 

پ.ن: چیزی شبیه به خانه‌ی درویش مصطفی در کتاب "من او"

[ یکشنبه ۱۳٩۳/٦/۳٠ ] [ ۳:۳۳ ‎ب.ظ ] [ آریانا ] [ شما گفته ها () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

یه ستاره‌ام،یه ستاره‌یِ غریبه گوشه‌ىِ یه کهکشون بی‌نهایت راهمو گم کردمو سرگردون تنها،وسط یه آسمون بی‌نهایت قصه‌یِ منو تو مثل مهر وماهِ ، جست‌و‌جو حتی برای نرسیدن!
امکانات وب
gol:

I am a
Violet

What Flower
Are You?

hafez: shakhab pars: music: