آتشم بر جان ولی...

کاش گاهی بگذاریم دیگران روی غمگینمان را هم ببینند؛

روی بغض و عصبی شدنمان را؛

همیشه لبخند زدن،

همیشه آرام و ساکت بودن جز رنج برای خودمان هیچ ندارد،

پس از چندی میشویم توده ای از حرفهای نزده و اشک های نریخته و فریادهای فروخورده!

در درون میشکنیم، و صدای شکستنمان گوش خودمان را کر میکند! در درون فرو میریزیم و میشویم قالبی تو خالی که آرام است و لبخند میزند!

 

پ.ن:در درون گُر گرفته ام،همچون ذغالی گداخته!

/ 0 نظر / 32 بازدید